نمونه سوالات آشنایی با اندیشه ها و افكار شهید مطهری در خصوص قیام و انقلاب مهدی
نمونه سوالات کتاب قیام حضرت مهدی (عج) اثر شهید آیت الله مطهری (ره) - قسمت اول
۱ – اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم و …. در روایات متواتر اسلامی به وسیله چه شخصیتی تعبیر شده ؟ ، گسترش جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای انسانی ، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایدهآل ، و بالاخره اجراء این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی ، از او به ” مهدی ” تعبیر شده است ، اندیشهای است که کم و بیش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی – بدان مؤمن و معتقدند .
۲ – اندیشه فوق ، به حسب اصل و ریشه قرآنی چه نوید داده؟ پیروزی نهائیایمان اسلامی ( ۱ ) ، غلبه قطعی صالحان و متقیان ( ۲ ) ، کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران برای همیشه ( ۳ ) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت ( ۴ ) را نوید داده است .
۳ – این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر چه عنصر است ؟
خوشبینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده ، و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است ، که طبق بسیاری از نظریهها و فرضیهها فوقالعاده تاریک و ابتر است .
۴ – در زبان روایات اسلامی امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی انسانی ؟ ” انتظار فرج ”
۵ – آیات مربوط به اندیشه فوق ؟
- هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون »- توبه / ۳۳ وصف / . ۹
- و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون »- انبیا / . ۱۰۵
- و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون »- قصص / . ۵
- قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا ، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین »- اعراف. ۱۲۸
۶ – اصل انتظار فرج از چه اصل کلی اسلامی و قرآنی استنتاج میشود؟
اصل ” حرمت یأس از روح الله ” است بلکه افضل عبادات – شمرده شده است
۷ –انتظار فرج خوب و بد چگونه است؟
انتظاری که سازنده و نگهدارنده ، تعهد آور ، نیرو آفرین و تحرک بخش ، که نوعی عبادت و حق پرستی شمرده میشود ، و انتظاری که گناه است ، ویرانگر است اسارت بخش است ، فلج کننده است و نوعی ” ابا حیگری ” باید محسوب گردد .
۸ – این دو نوع انتظار فرج ، معلول چند نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است ؟
دو نوع بینش درباره تحولات و انقلابات تاریخی ناشی میشود .
شخصیت و طبیعت جامعه
۹ – آیا تحولات تاریخی یک سلسله امور تصادفی و اتفاقی است یا یک سلسله امور طبیعی ؟
ما هنگامی که معلولی را با طبیعت کلی یک علت بسنجیم و آن را لازمه آن طبیعت به طور کلی و عام و شامل نیابیم ، نام تصادف روی آن میگذاریم
الف- ، مجموع حوادثی که به وسیله افراد به موجب انگیزههای فردی و شخصی به وجود میآید منجر به یک سلسله حوادث تصادفی میشود و آن حوادث تصادفی منشأ تحولات تاریخی میگردد .
ب- نظریه دیگری این است که جامعه به نوبه خود ، مستقل از افراد ، طبیعت و شخصیت دارد و به اقتضای طبیعت و شخصیت خود عمل میکند ، شخصیت جامعه عین شخصیت افراد نیست ، بلکه از ترکیب و فعل و انفعال فرهنگی افراد ، شخصیتی واقعی و حقیقی به وجود میآید.
۱۰ – قوانین علمی ؟ عبارت است از جریانات کلی و عمومی طبیعت .
۱۱ – جامعه و تاریخ چگونه است ؟
جامعه ، طبیعت و خصلت و سنت و قاعده و ضابطه دارد ، یعنی طبق طبیعت خود عمل میکند و عملها و عکس العملهایش طبق یک سلسله قوانین کلی و عمومی قابل توضیح است . پس تاریخ آن گاه فلسفه دارد و آن گاه تحت ضابطه و قاعده کلی در میآید و آن گاه موضوع و تفکر و مایه تذکر و آیینه عبرت و قابل درس آموزی است که جامعه از خود طبیعت و شخصیت داشته باشد.
قرآن و تاریخ
۱۲ – مسأله انتظار فرج چگونه بحثی است ؟
ضمن اینکه بحث فلسفی و اجتماعی است ، بحثی دینی و اسلامی است .
۱۳ – آیات قرآن مجید تاریخ را چگونه معرفی می کند؟
به عنوان یک درس و یک منبع معرفت و شناسائی ، یک موضوع تفکر و مایه تذکر و آیینه عبرت یاد میکند .
۱۴ – آیا قرآن به تاریخ به چشم فردی مینگرد یا به چشم اجتماعی ؟ و آیا قرآن تنها نظرش این است که زندگی افرادی را برای عبرت سایر افراد طرح کند یا نظرش به زندگی جمعی است ؟
آیه آن : تلک امة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون »( آنان امت و جامعهای بودند که گذشتند و رفتند ، آنان راست دستاوردهای خودشان و شما راست دستاوردهای خودتان ، شما مسؤول اعمال آنان نیستید ( تنها مسؤول اعمال خود هستید (
۱۵ -آیا از قرآن میتوان استنباط کرد که جامعه ، مستقل از افراد ، حیات و شخصیت ومدت و اجل و حتی شعور و ادراک و وجدان و ذوق و احساس و نیرو دارد یا نه ؟
آیه آن : « ولکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لا یستقدمون »( ۲ ) : زندگی هر امتی را پایانی است ، پس هرگاه پایان عمرشان فرا رسد ، نه ساعتی دیرتر بپایند و نه ساعتی زودتر فانی گردند .
۱۶ – آیا از قرآن کریم میتوان استنباط کرد که بر جامعهها و اقوام و امم ” سنت ” ها و روشها و قوانین معین و مشخص و یکسانی حاکم است یا نه ؟
پاسخ هر سه پرسش مثبت است.
قرآن کریم این گمان را که ارادهای گز افکار ، و مشیتی بی قاعده و بی حساب سرنوشتهای تاریخی را دگرگون میسازد به شدت نفی میکند و تصریح مینماید که قاعدهای ثابت و تغییر ناپذیر بر سرنوشتهای اقوام حاکم است ، میفرماید : « فهل ینظرون الاسنة الاولین فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا » : آیا این مردم جز سنت و روشی که بر اقوام شناخته شود.
۱۷ – آیا جامعه ،این موجود شخصیت دار یک موجود زنده متحول و متکامل و بالنده تلقی میشود ؟ چگونه توجیه و تفسیر میشود ؟
قرآن مجید ، هم بر شخصیت و واقعیت جامعه وهم بر سیر صعودی و کمالی آن تأکید دارد .
۱۸ – دو شیوه مختلف توجیه تکامل تاریخ چیست ؟
یکی از این دو شیوه را ” ابزاری ” و از نظری دیالکتیکی مینامیم . و شیوه دیگر را ” انسانی ” یا ” فطری ” میخوانیم .
۱۹- بر حسب هر یک از این دو طرز تفکر چه صورت می گیرد ؟ ” انتظار بزرگ ”
۲۰- بینش دیالکتیکی یا ابزاری چه چیزی هایی را توجیه می کند ؟
برخی ، تحولات تکاملی تاریخ را از زاویه انقلاب اضداد به یکدیگر توجیه میکنند ، منحصر به تاریخ جزئی از طبیعت است. تحولات تکاملی طبیعت را به طور کلی از این راه توجیه مینمایند .
۲۱ – توجیه دیالکتیکی طبیعت مبنای توجیه چیست ؟ توجیه ابزاری تاریخ است
۲۲ - توجیه و بینش دیالکتیکی طبیعت بر اساس چیست ؟
اولا طبیعت در حرکت و تکاپوی دائم است ، ثابت و توقف ویکسانی در طبیعت وجود ندارد ، پس شناخت و بینش درست درباره طبیعت این است که همواره اشیاء را در حال حرکت و دگرگونی مطالعه کنیم و حتی بدانیم که فکر ما نیز ، به حکم اینکه جزئی از طبیعت است در هر آن در حال دگرگون شدن است ، در دو لحظه به یک حال نیست ، در هر لحظه هر اندیشهای غیر از اندیشه لحظه پیش است .
ثانیا – هر جزء از اجزاء طبیعت تحت تأثیر سایر اجزاء طبیعت است و به نوبه خود در همه آنها مؤثر است ، یک همبستگی کامل میان همه اجزاء وجود دارد ، پس شناخت و بینش ما درباره طبیعت آنگاه صحیح است که هر چیز را در حال ارتباط با همه چیز – نه به صورت منفرد و مجزا – مطالعه
نمائیم . یعنی همانطوریکه هر چیز به حکم قانون حرکت ، در هر لحظه غیر از آن است که در لحظه پیش بود .
ثالثا – حرکت از تضاد ناشی میشود ، تضادها کشمکشها پایه حرکتها است ، همانطوریکه ” هراکلیت ” یونانی در دو هزار و پانصد سال پیش گفته است
: ” نزاع ، مادر پیشرفتها است ” تضادها به این صورت پدید میآید که هر چیز طبعا گرایشی به سوی ضد خود و نفی کننده خود دارد و آن را در درون خود میپرورد . هر چیز در حالی که خود را ” اثبات ” میکند ، ” انکار ” خود را نیز در بر دارد . هر چیز در عین اینکه هست ، نیست ، زیرا عامل فنا و نیستی خود را نیز همراه دارد . با رشد عوامل نفی کننده ، در درون شی دو دسته عوامل صف آرائی میکنند ، عوامل اصلی و اثباتی که میخواهد شیء را در حالی که هست نگهدارد ، و عوامل نفی کننده که میخواهد آن را تبدیل به نفی خودش بکند .
رابعا – جدال درونی اشیاء رو به تزاید است و شدت مییابد تا به اوج خود یعنی آخرین حد اختلاف و کشمکش میرسد ، به نقطهای میرسد که تغییرات کمی در یک حالت انقلابی و جهشوار تبدیل به تغییر کیفی میشود و کشمکش به سود نیروهای نو و شکست نیروهای کهن پایان مییابد و شیء یک سره به ضد خود تبدیل میشود .
پس از آن که شیء تبدیل به ضد خود گردید ، بار دیگر همان جریان صورت میگیرد ، یعنی این مرحله نیز به نوبه خود ضد خویش را میپرورد و پس از یک سلسله کشمکشها به نفی خود ، که نفی نفی مرحله اول است و به نحوی مساوی است با اثبات است منتهی میشود .
۲۳ – آیا نفی نفی که مساوی با اثبات است به معنی رجعت به حالت اول است ؟ خیر ، بلکه به صورت نوعی ترکیب میان حالت اول است و حالت دوم است .
۲۴ – حالت سوم که ضد ضد است چه نام دارد؟ ” سنتز ” - ترکیبی است از حالت اول که آن را ” تز ” مینامیم و حالت دوم که آن را ” آنتی تز ”
میخوانیم . طبیعت به این ترتیب حرکت میکند و از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود و راه ” تکامل ” خود را میپیماید .
۲۵ – آیا طبیعت هدفدار است ؟
طبیعت هدفدار نیست و کمال خود را جستجو نمیکند ، بلکه به سوی انهدام خویش تمایل دارد ، ولی چون آن انهدام نیز به نوبه خود به انهدام خویش تمایل دارد و هر نفی کننده به سوی نفی کننده خود گرایش دارد ، نفی نفی که نوعی ترکیب میان دو مرحله قبل از خود است صورت میگیرد و قهرا و
جبرا تکامل رخ میدهد . این دیالکتیک طبیعت است
۲۶ – . تاریخ نیز جزئی از چیست ؟ طبیعت .
۲۷ – تاریخ چگونه جریانی است ؟
جریانی دائم و یک ارتباط متقابل میان انسان و طبیعت و انسان و اجتماع ، و یک صف آرائی و جدال دائم میان گروههای در حال رشد انسانی و گروههای در حال زوال انسانی است که در نهایت امر در یک جریان تند و انقلابی به سود نیروهای در حال رشد پایان مییابد و بالاخره یک تکاپوی اضداد است که همواره هر حادثه به ضد خودش و او به ضد ضد تبدیل میگردد و تکامل رخ میدهد .
۲۸ – اساس زندگی بشر و موتورکه به حرکت آورنده تاریخ است چهیست ؟
کار تولیدی ، کار تولیدی اجتماعی در هر مرحله از رشد باشد مناسبات اقتصادی ویژهای میان افراد ایجاب میکند و آن مناسبات اقتصادی مقتضی یک سلسله مناسبات دیگر اعم از اخلاقی و سیاسی و قضائی و خانوادگی و غیره است که آنها را توجیه نماید .( مناسبات اجتماعی )
۲۹ – آیا کار تولیدی در مرحله خاص از رشد ثابت میماند ؟ خیر ، زیرا انسان موجودی است ابزار ساز و ابزار تولیدی تدریجا تکامل مییابد و میزان تولید را بالا میبرد .
۳۰ – با تکامل ابزار چه انسانهایی و چه مناسبات دیگری تولید میشود ؟ انسانهای نو ، با بینش نو و وجدان تکامل یافته پا به میدان میگذارند ، زیرا همچنانکه انسان ابزار ساز است ، ابزار هم به نوبه خود انسان ساز است . و از طرف دیگر هم رشد تولید و بالا رفتن میزان آن ، مناسبات اقتصادی دیگری ایجاب میکند ، و آن مناسبات اقتصادی به نوبه خود مقتضی یک سلسله مناسبات اجتماعی دیگر است که آنها را توجیه نماید
نمونه سوالات کتاب قیام حضرت مهدی (عج) اثر شهید آیت الله مطهری (ره) - قسمت دوم
۳۱ – اقتصاد زیر بنای اجتماع است و سایر شؤون ، روبنا یعنب چه ؟
یعنی همه شؤون اجتماعی برای توجیه و تفسیر وضع اقتصادی جامعه است و هنگامی که زیر بنای جامعه ، در اثر تکامل ابزار تولید و بالا رفتن سطح تولید دگرگون میشود ، جبرا روبناها باید تغییر کند .
۳۲ – در تقابل قشر وابسته به اقتصاد کهن و اقتصاد نو چه اتفاق می افتد؟
نزاع و کشمکش میان این دو گروه – که یکی جامد الفکر و وابسته به گذشته و دیگری روشنفکری و وابسته به آینده است ، شدت مییابد تا به اوج خود که نقطه انفجار است میرسد و جامعه با یک گام انقلابی به صورت دگرگونی نظام کهن و بر قراری نظام جدید و به صورت پیروزی نیروهای نو و شکست کامل نیروهای کهنه تبدیل به ضد خود میگردد و مرحله تازهای از تاریخ آغاز میشود .
۳۳- در مرحله تازهای از تاریخ (نقطه انفجار) چه میشود ؟
سرنوشتی مشابه با مرحله قبلی دارد ، یعنی به دنبال تکامل ابزار تولید ، انسانهای نوتر پا به میدان میگذارند
، و به علت بالا رفتن میزان تولید ، نظامات اجتماعی موجود ، قدرت حل مشکلات اجتماعی را از دست میدهد . بار دیگر جامعه دچار بن بست و تضاد میشود و ضرورت دگرگونی نظامات اقتصادی و اجتماعی پیدا میشود ، این مرحله نیز جای خود را به ضد و نفی کننده خود میدهد و مرحله جدیدتری آغاز میشود. و همین طور . . . تاریخ – مانند خود طبیعت - همواره از میان اضداد عبور میکند.
۳۴ – حلقات پیوسته تاریخ عبارت از چیست ؟
از مجموعهای از اضداد ، که هر مرحله قبلی ، مرحله بعدی را در درون خود پرورانده است و پس از یک سلسله کشمکشها جای خود را به او داده است . این طرز تفکر درباره طبیعت و تاریخ ، تفکر دیالکتیکی نامیده میشود .
۳۵ – چرا در مورد تاریخ بینش ابزاری داریم ؟ همه ارزشهای اجتماعی را در طول تاریخ ، تابع ووابسته به ابزار تولید میداند .
۳۶ – بینش ابزاری تاریخ یعنی چه ؟ ” طرز خاص از تفکر درباره تحولات تاریخی است که از آن به مادیت تاریخی ( ماتریالیسم تاریخی ) تعبیر میشود و خلاصهاش این است که تاریخ ماهیت و طبیعت مادی دارد و وجود دیالکتیکی .
۳۷ – هسته اصلی تفکر دیالکتیکی – چه در مورد کل طبیعت و چه در مورد خصوص تاریخ – چیست ؟ جواب در سوالات پایین
۳۸ – از میان اصول و فروع نامبرده کدامیک را باید هسته اصلی و ما به الامتیاز این طرز تفکر و این منطق از سایر تفکرات ومنطقها دانست ؟
۳۹ – مخصوصا ما به الامتیاز این تفکر با تفکری که طرفداران منطق دیالکتیک آنرا ” تفکر متافیزیکی ” ( ماوراء الطبیعی ) میخوانند چیست ؟
۴۰ - آیا هسته اصلی ، این است که طرفداران این منطق ، طبیعت و اشیاء را در حرکت و جریان دائم میدانند و طرفداران به اصطلاح تفکر متافیزیکی اشیاء را ساکن و جامد و بی حرکت میدانند ؟
در بسیاری از گفتهها و نوشتههای طرفداران منطق دیالکتیک این مطلب به چشم میخورد ، ولی حقیقت غیر این است . کسانی که آنها را دارای تفکر متافیزیکی میدانند هرگز جهان و اشیاء را ساکن و جامد نمیدانند .
۴۱ – دقیقترین نظریات درباره این که طبیعت عین ” شدن ” و ” صیرورت ” است ، سکون در طبیعت مفهومی نسبی است ، و ثبات از مختصات ماوراء الطبیعه است از ناحیه طرفداران چه فلسفه ای ابراز شده است ؟ فلسفه متافیزیک
۴۲ – آیا طرفداران منطق دیالکتیک در اثر این که از اصل ” هدف وسیله را مباح میکند ” پیروی میکنند ؟ ،
در نقلها و نسبتهای خود صرفا متوجه هدف خود هستند ، کاری به صحت و عدم صحت نقلهای خود ندارند . به هر حال اصل حرکت از مختصات تفکر دیالکتیکی نیست و هسته اصلی شمرده نمیشود .
۴۳ – آیا هسته اصلی ، اصل وابستگی اشیاء و تأثیر متقابل آنها در یکدیگر است ؟ یعنی تنها طرفداران این منطقند که اشیاء را به یکدیگر وابسته و در یکدیگر مؤثر و از یکدیگر متأثر میدانند ؟ اما طرفداران به اصطلاح تفکر متافیزیکی اشیاء را با یکدیگر بی ارتباط ، و از هم گسسته و غیر مؤثر در یکدیگر میدانند ؟
در گفتهها و نوشتههای این گروه این نسبت هم زیاد به چشم میخورد ، ولی در اینجا نیز حقیقت غیر از این است . کسانی که اینها آنها را دارای تفکر متافیزیکی و ماوراء الطبیعی میخوانند هرگز چنین نمیاندیشند . اینکه جهان در مجموع خود یک ” واحد ” است . یک اندام است ، رابطه اجزاء جهان با یکدیگر رابطه ارگانیک است .
۴۴ – جهان در کل خود مانند یک انسان است ، جهان ، انسان بزرگ ، و انسان ، جهان کوچک است اولین باربه وسیله چه کسانی مطرح شده ؟
الهیون . هر چند اختلاف نظرهایی در بعضی جهات میان الهیون و مادیون در طرز تعبیر و طرز نتیجه گیری از این اصل وجود دارد .
۴۵ – آیا هسته اصلی ، اصل تضاد است ؟
نه تنها میان اجزاء طبیعت جنگ و تضاد هست ، در درون هر جزء تضاد وجود دارد و این تضاد به صورت جنگ عوامل نو و رشد یابنده با عوامل کهنه و درحال زوال است و منتهی به پیروزی نیروهای در حال رشد میگردد .
۴۶ – از نظر طرفداران تفکر به اصطلاح متافیزیکی تضاد به معنی چیست ؟
از نظر طرفداران تفکر به اصطلاح متافیزیکی تضاد به معنی تزاحم عناصر طبیعت شرط لازم و دوام فیض از ناحیه باری تعالی است.
۴۷ – آیا هسته اصلی ، اصل جهش در طبیعت و انقلاب در تاریخ است ؟
هگل و مارکس از این اصل به عنوان یکی از اصول دیالکتیک یاد نکرده اند.
۴۸ – پدر دیالکتیک جدید و قهرمان ماتریالیسم دیالکتیک به ترتیب کیانند ؟ هگل - مارکس
۴۹ – در قرن نوزدهم در زیست شناسی چه کسی اصل جهش در طبیعت و انقلاب در تاریخ را جزء اصول تکامل شناخت ؟
فردریک انگلس شاگرد کارل مارکس آن را جزء اصول دیالکتیک قرار داد . امروز این اصل در زیست شناسی اصلی مسلم است .
۵۰ – در حقیقت آنچه هسته اصلی تفکر دیالکتیکی باید شمرده شود چه هستند؟ دو چیز است :
یکی این که همچنانکه واقعیت خارجی که موضوع اندیشه است وضع دیالکتیکی دارد ، خود اندیشه نیز وضع دیالکتیکی دارد . یعنی اندیشه مانند طبیعت عینی محکوم اصول چهارگانه فوق است . در این جهت هیچ مکتب دیگر با این مکتب همراه نیست .
دیگر اینکه این مکتب تضاد را به این صورت تعبیر میکند که هر هستی در ذات خود متضمن نیستی است و از اینرو مساوی با ” شدن ” یعنی حرکت است . هر چیز لزوما نفی خود را در درون خود میپرورد و سپس متحول به آن میگردد ، آن نیز به نوبه خود چنین جریانی طی مینماید و به این ترتیب طبیعت و تاریخ همواره از میان اضداد عبور میکنند . از نظر این مکتب تکامل ، جمع میان دو ضد است که یکی به دیگری تبدیل شده است .
۵۱ – اصل تضاد در طبیعت چیست ؟ ه معنی جنگ اجزاء طبیعت با یکدیگر و احیانا ترکیب آنها با یکدیگر اصلی است .
۵۲ – آیا کسانی که به اصطلاح دارای تفکر متافیزیکی هستند ، منکر اصل تضاد در طبیعتند؟
بین آنها مسالهای به نام اصل امتناع جمع و رفع نقیضین در منطق و فلسفه معروف است و هیچ ربطی به مساله تضاد به معنی جنگ و تزاحم عناصر طبیعت ، یا عناصر جامعه و تاریخ ندارد ، مستمسک قرار داده و مدعی شدهاند که طرفداران تفکر متافیزیکی همه اجزاء طبیعت را با یکدیگر در حال سازش میبینند حتی آب و آتش را ، از این رو نیروهای استثمار شده را نیز دعوت به صلح و سازش و تسلیم میکنند .
این است که نه تنها میان اجزاء طبیعت جنگ و تضاد هست ، در درون هر جزء تضاد وجود دارد و این تضاد به صورت جنگ عوامل نو و رشد یابنده با عوامل کهنه و درحال زوال است و منتهی به پیروزی نیروهای در حال رشد میگردد . اینست دو چیزی که باید هسته اصلی و ما به الامتیاز تفکر دیالکتیکی از غیر دیالکتیکی شمرده شود .
۵۳ – آیا هر مکتبی را که به اصل حرکت و یا اصل تضاد میان اجزاء طبیعت قائل باشد دارای تفکر دیالکتیکی است ؟ خیر
۵۴ – طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک چه تفکر اشتباهی دارند؟
حرکت طبیعت و تاریخ را لزوما به صورت مثلث ” تز - آنتی – تز - سنتز ” یعنی به صورت عبور از میان اضداد
۵۵ – لازمه تفکر دیالکتیکی ااسلامی ؟ اصولی که ذهن به عنوان حقایق جهان تشخیص میدهد مطابق نظراسلام به یک سلسله اصول و حقایق جاودان قائل باشد.
۵۶ – طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک در اشتباه و گفتار چه چاشنی دارند؟ در گفتارهایشان هیچگاه از چاشنی تبلیغ خالی نیست – تفکر غیر دیالکتیکی را تفکر متافیزیکی میخوانند ، و مدعی میشوند که تفکر متافیزیکی ، اجزاء طبیعت را ثابت و ساکن ، مجزا و بی ارتباط با یکدیگر ، خالی از هر نوع تضاد میداند ، و چنان با لحن قاطع این مطلب را ادا میکنند که برای کسانی که مستقیما اطلاعی ندارند تردیدی باقی نمیماند . اینان منطق صوری ارسطوئی را متهم میکنند که بر اساس اصول سه گانه نامبرده است .
۵۷ – مفهوم نو و کهنه چیست ؟ یعنی روشنفکر و تاریک اندیش . روشنفکری و تاریک اندیشی مقولهای غیر از مقوله دانش و بیدانشی است.
۵۸ – مفهوم دیگر نو و کهنه ؟ بلکه صرفا مفهوم اقتصادی و طبقاتی دارد . طبقه کهن یعنی طبقه وابسته به وضع موجود و منتفع از آنچه هست ، و طبقه نو یعنی طبقه ناراضی از وضع موجود و الهامگیر از ابزار تولیدی جدید که وضع موجود را به زبان خویش میبیند و طرفدار دگرگونی روبنای اجتماع است .
۵۹ – مفهوم دیگر نو و کهنه؟ طبقه مرفه و برخوردار الزاما تاریک اندیش و گذشته گرا و سنت گرا و دارای تفکر محافظه کارانه است و طبقه رنجبر و زحمت کش جبرا روشنفکر و دارای تفکر انقلابی و آینده گرا است .
۶۰ – تسلسل منطقی تاریخی چبیست ؟ یک رابطه طبیعی و منطقی آنها را به یکدیگر پیوسته است امکان جا به جا شدن ندارند ، هر حلقه از حلقات تاریخ جای مخصوص به خود دارد و قابل پیش و پس شدن نیست.
نمونه سوالات کتاب قیام حضرت مهدی (عج) اثر شهید آیت الله مطهری (ره) - قسمت سوم
۶۱ – سوسیالیسم مارکسیسم به چه قائلند ؟ بر شناخت تسلسل منطقی حلقات تاریخ
۶۲ – از نظر فلاسفه پیشین ” طفره” چیست ؟ عبور از نقطهای به نقطهای دیگر بدون عبور از یکی از راههائیکه آنها را به یکدیگر متصل میکند . و مانند این است که نطفه انسان قبل از عبور از مرحله جنینی به مرحله تولد برسد و یا نوزاد بدون آن که دوره کودکی را طی کند به صورت جوانی بروند در آید و یا آقای حسن که فرزند احمد است پیش از آنکه احمد به دنیا بیاید از مادر متولد شود .
۶۳ – رابطه کاپیتالیسم یعنی سرمایهداری و فئودالیسم و سوسیالیسم چگونه است ؟
کاپیتالیسم حلقهای است متوسط میان فئودالیسم و سوسیالیسم ، عبور از فئودالیسم به سوسیالیسم بدون عبور از کاپیتالیسم امری محال است.
۶۴ – سوسیالیستهای ایدهآلیست و سوسیالیسم تخیلی کیانند ؟ سوسیالیستهائی را که ابتدا به ساکن و صرفا به اتکاء یک ایدئولوژی ، بدون توجه به جبر تاریخ و تسلسل منطقی حلقات تاریخ ، میخواستند سوسیالیسم را پایه گذاری کنند سوسیالیستهای ایدهآلیست و سوسیالیسم آنها را سوسیالیسم تخیلی نامیدند.
۶۵ – شرط اساسی انتقال تاریخ از دورهای به دورهای و رکن لازم تکامل جامعه بشری و عامل مبارزه چیست؟
مبارزه نو و کهنه شرط اساسی – انسان
۶۶ – چرا کهنه باید از بین برود؟
از میان بردن وی جامعه را به سوی تکامل پیش میبرد ، استحقاق نابودی دارد نه از آن جهت که متجاوز است و دفع تجاوز مشروع و مقدس است .
۶۷ – حرکت انسان به سوی کمالات انسانیش از نوع چه حرکت است ؟ حرکت دینامیکی است نه از نوع حرکت مکانیکی . اینست که انسان باید ” پرورش ” داده شود نه اینکه ” ساخته ” شود ، مانند یک ماده صنعتی
۶۸ – اینکه حرکت انسان دینامیکی است و باید پرورش یابد چه چیز مفهوم پیدا می کند ؟
از نظر این بینش است که ” خود ” در انسان مفهوم پیدا میکند . خودیابی و متقابلا ” مسخ ” و ” از خود بیگانگی ” مفهوم و معنی مییابد.
۶۹ – از نظر روانشناسی انسان چگونه است ؟ مرکب – از یک سلسله غرائز حیوانی که وجه مشترک انسان یا حیوان است و یک سلسله غرائز عالی و از آن جمله است غریزه دینی و غریزه اخلاقی و غریزه حقیقت جوئی و غریزه زیبائی که ارکان اولین شخصیت انسانی انسان و ما به الامتیاز انسان از سایر حیوانات است .
۷۰ – از نظر فلسفی جامعه از جنبه رابطهاش با اجزاء و افراد چگونه است ؟ مرکب واقعی ، و از لحاظ خصلتها ترکیبی از مجموع خصلتهای عالی و دانی افراد به علاوه یک سلسله خصلتهای دیگر میشناسد که در وجود باقی و مستمر جامعه که ” انسان الکل ” است استمرار دارد . این حقیقت که میگویند :
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
در خلائق میرود تا نفخ صور
۷۱ – ، تاریخ ، مانند خود طبیعت ، به حکم سرشت خود متحول و متکامل است ، حرکت به سوی کمال است یعنی چه ؟
. تحول و تکامل تاریخ تنها جنبه فنی و تکنیکی ابزاری و آنچه بدان ” تمدن ” نام میدهند ندارد ، گسترده و همه جانبه است ، همه شؤون معنوی و فرهنگی انسان را در بر میگیرد و در جهت آزادی انسان از وابستگیهای محیطی و اجتماعی است .
انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش ، تدریجا از وابستگیش به محیط طبیعی و اجتماعی ، کاسته و به نوعی وارستگی که مساوی است با وابستگی به
عقیده و ایمان و ایدئولوژی ، افزوده است و در آینده به آزادی کامل معنوی یعنی وابستگی کامل به عقیده و ایمان و مسلک و ایدئولوژی خواهد رسید .
۷۲ –اصل نبرد و تنازع چه نقشی در اجتماع دارد؟ موجب تحول و تکامل تاریخ
۷۳ – نبرد درونی انسان قدما چه گویند ؟ آن را نبرد میان عقل و نفس میخواندند.
۷۴ – به تعبیر قرآن نبرد میان انسان مترقی متعالی که در او ارزشهای انسانی رشد یافته با انسان پست منحرف حیوان صفت که ارزشهای انسانیش
مرده و چراغ فطرتش خاموش گشته است . چیست ؟
به تعبیر قرآن : نبرد میان ” جند الله ” و ” حزب الله ” با ” جند الشیطان ” و ” حزب الشیطان ” .
۷۵ – نظریه ابزاری چیست ؟ تلاشها و کوششها یا تمام نهضتهای مذهبی و اخلاقی و انسانی تاریخ را توجیه طبقاتی مینمایند که این نوع نظریه به شدت محکوم و آن را نوعی قلب و تحریف معنوی تاریخ و اهانت به مقام انسانیت تلقی میشود .
۷۶ – واقعیات تاریخی در موردبسیاری از نهضتها که فقط برای تأمین نیازمندیهای مادی جامعه بر پا شده است چه گواهی میدهد؟
از طرف افرادی رهبری و هدایت – و لااقل حمایت – شده است که به نوعی وارستگی آراسته بودهاند .
۷۷ – این نظریه بر خلاف نظریه ابزاری – که مدعی است همیشه نهضتهای پیشبرنده از ناحیه محرومان و مستضعفان ، در جهت تأمین نیازهای مادی ، به موازات تکامل ابزار تولید ، از راه دگرگون کردن نظامات و مقررات موجود و جانشین کردن نظاماتی دیگر به جای آنها بوده مدعی چیست ؟
مدعی است که وجدان هر انسان ساخته و منعکس کننده موقعیت طبقاتی او است و مدعی است که وجدان طبقه حاکم جبرا در جهت حفظ نظامات موجود است و وجدان طبقه محکوم جبرا در جهت دگرگونی ” نظامات ” و ” سنت ها ” و ” ایدئولوژی “ موجود است – از واقعیات تاریخی شاهد میآورد که نه نهضتهای پیشبرنده در انحصار محرومان و مستضعفان هر دوره بوده ، بلکه احیانا افرادی از بطن طبقات مرفه و برخوردار برخاسته و خنجر خویش را در قلب نظام حاکم فرو بردهاند ، آن چنانکه در قیام ابراهیم و موسی و رسول اکرم و امام حسین مشهود است و نه همیشه هدفها منحصرا مادی بوده است ، آن چنانکه در نهضت مسلمانان صدر اول گواه راستین آن را در مییابیم که علی ( ع ) با این جمله ماهیت نهضت آنها را مشخص میکند : « و حملوا بصائرهم علی اسیافهم » (۱) : همانا بینشهای واقع بینانه خویش را بر شمشیرهای خود حمل میکردند .
۷۸ – قیامهای شعوبیه و قیامهای علویین در دوره خلفا نمونه چگونه نهضتها و هدف آنها چیست ؟
هدف نهضت اجرا و حاکمیت عملی همان مقررات و نظامات بوده است .
۷۹ – انواع نبردها در تاریخ ؟
نبردهای پیشبرنده - تسلسل منطقی حلقات تاریخ
۸۰ – نبردهای پیشبرنده چیست ؟
نبردهای پیشبرنده که تاریخ و انسانیت را به جلو برده و تکامل بخشیده است نبرد میان انسان متعالی مسلکی وارسته از خودخواهی و منفعت پرستی و وابسته به عقیده و ایمان و ایدئولوژی با انسان بی مسلک خود خواه منحط حیوان صفت و فاقد حیات عقلانی و آرمانی بوده است .
نبردهای پیشبرنده و تکامل بخش ماهیت طبقاتی نداشته و به صورت صفت آرائی میان نو و کهنه به مفهومی که درنظریه ابزاری بیان شد نبوده است . در طول تاریخ گذشته و آینده نبردهای انسان تدریجا بیشتر جنبه ایدئولوژیک پیدا کرده و میکند و انسان تدریجا از لحاظ ارزشهای انسانی به مراحل کمال خود یعنی به مرحله انسان ایدهآل و جامعه ایدهآل نزدیکتر میشود تا آن جا که در نهایت امر ، حکومت و عدالت ، یعنی حکومت کامل ارزشهای انسانی که در تعبیرات اسلامی از آن به ” حکومت مهدی ” تعبیر شده است مستقر خواهد شد و از حکومت نیروهای باطل و حیوان مابانه و خودخواهانه و خود گرایانه اثری نخواهد بود .
۸۱ – آیا نظریه تسلسل منطقی حلقات تاریخ از نظر” ابزار گرایان ” درست است ؟ خیر – بیاساس است . واقعیات تاریخی به ویژه آنچه در طول یک قرن گذشته رخ داد پوچی این نظریه را روشن کرد .
۸۲ – در یک قرن گذشته چه کشورهایی به سوسیالیسم گرویدند که مرحله کاپیتالیسم را طی نکرده بودند ؟
شوروی و چین و کشورهای اروپای شرقی همه از این دستند ، و بر عکس کشورهائی که کاپیتالیسم را به اوج خود رساندهاند از قبیل امریکا و انگلستان در همان مرحله باقی ماندهاند ، پیش بینیهای پیشوایان ابزار گرائی یک قرن پیش در مورد انقلاب کارگری در کشورهای صنعتی از قبیل انگلستان و فرانسه خطا از آب در آمد .
۸۳ – در جامعههای سرمایهداری طبقه مرفه چه نام دارد ؟ پرولتاریا – که هرگونه اندیشه انقلابی را از مغزش خارج
۸۴ – مشروعیت و قداست مبارزه مشروط به چیست ؟
مشروط به این نیست که حقوق فردی و یا ملی مورد تجاوز واقع شده باشد ، در همه زمینههائی که یکی از مقدسات بشر دچار مخاطره شده باشد مبارزه مشروع و مقدس است که آن چه مبارزه را آهنگ حرکت را تندتر و سریعتر میکند .
۸۵ – اصلاحات جزئی و آرام آرام چه فایده دارد؟
به نوبه خود کمک به مبارزه انسان حقجو و حق طلب با انسان منحط است و آهنگ حرکت تاریخ را به سود اهل حق تند مینماید . و بر عکس ، فسادها ، تباهیها ، فسق و فجورها کمک به نیروی مقابل است و آهنگ حرکت تاریخ را به زیان اهل حق کند مینماید .
بنابراین بینش – بر خلاف بینش ابزاری – آن چه باید رخ دهد از قبیل رسیدن یک میوه بر شاخ درخت است نه از قبیل انفجار یک دیگ بخار . درخت هر چه بهتر از نظر آبیاری و غیره مراقبت گردد و هر چه بیشتر با آفاتش مبارزه شود میوه بهتر و سالمتر و احیانا زودتر تحویل میدهد
۸۶ – ایجاد نابسامانیها و تخریبها طبق نظریه ابزاری آیا مشروع است ؟
اصلاحات جزئی و تدریجی مشروع است ، ایجاد نابسامانیها و تخریبها به منظور ایجاد بن بست و بحران که نظریه ابزاری تجویز میکند نا مشروع است .
۸۷ - نوسانات تاریخ در حرکت تکاملی چگونه است ؟
هر چند در مجموع ، حرکت تاریخ ، تکاملی است ولی – بر خلاف نظریه ابزاری – سیر تکاملی تاریخ جبری و لایتخلف نیست ، یعنی چنین نیست که هر جامعه در هر مرحله تاریخی لزوما نسبت به مرحله قبل از خود کاملتر بوده باشد . نظر به این که عامل اصلی این حرکت انسان است و انسان موجودی مختار و آزاد و انتخابگر است تاریخ در حرکت خود نوسانات دارد ، گاهی جلو میرود ، و گاهی به عقب بر میگردد ، گاه به راست منحرف میشود و گاه به چپ ، گاهی تند میرود و گاهی کند و احیانا برای مدتی ساکن و راکد و بی حرکت میماند ، یک جامعه همچنانکه تعالی مییابد انحطاط پیدا میکند ،
۸۸ – تاریخ تمدنهای بشری یک سلسله ؟ یک سلسله تعالیها و سپس انحطاطها و انقراضها نیست ، در عین حال همچنانکه ” توین بی ” مورخ و دانشمند شهیر معاصر گفته است : انحطاط تمدنها امری اجتناب ناپذیر است ، ولی تاریخ بشریت در مجموع خود یک خط سیر تکاملی را طی کرده است .
۸۹ – سیر تکاملی بشریت بسوی آزادی از چیست ؟ از جبر طبیعت و اجتماع
۹۰ – ماهیت جهاد در جامعه بشری چیست ؟
جهاد و امر به معروف ماهیت انسانی دارد نه طبقاتی .
نمونه سوالات کتاب قیام حضرت مهدی (عج) اثر شهید آیت الله مطهری (ره) - قسمت چهارم
۹۱ – اصالت نیروی فکری و اخلاقی در چیست ؟
نیروی اقناع فکری ، یعنی نیروی برهان و استدلال اصالت دارد ، به عبارت دیگر وجدان بشر چه از نظر فکری و چه از نظر گرایشهای متعالی انسانی نیروئی است اصیل و احیانا حاکم بر مقتضیات مادی .
۹۲ - مثلث هگلی چیست ؟ مثلث ” تز – آنتی – تز – سنتز ” در شکل هگلی و مارکسیستی نه در طبیعت صدق میکند و نه در تاریخ . بالنتیجه تاریخ از میان اضداد عبور نمیکند و حلقات تاریخ به صورت رشتهای از ضداد که از یکدیگر مشتق شده و به یکدیگر تبدل یافتهاند ، نیست .
۹۳ – مثلث هگلی مبنی بر چیست ؟
این مثلث مبنی بر دو تبدل است و یک ترکیب ، یعنی تبدیل اشیاء به ضدشان وتبدل ضد به ضد ضد و ترکیب در مرحله سوم .
طبیعت به این صورت عمل نمیکند ، آن چه در طبیعت وجود دارد یا ترکیب اضداد است و تبدیل نیست و یا تبدیل اضداد است و ترکیب نیست . و یا تکامل است ، نه ترکیب اضداد و نه تبدیل آنها .
۹۴ – تضاد عناصر چه نام دارد؟
عناصر که نوعی تضاد میان آنها حکمفرما است و لغت ” آخشیج ” به همین مناسبت در مورد آنها به کار برده شده است ، بدون آن که به یکدیگر متبدل گردند ، ترکیب میشوند ، آن چنانکه مثلا از ترکیب هیدروژن واکسیژن ، آب
۹۵ – در مثل ترکیب آب از اکسیژن و هیدروژن “سنتز ” و ” تز ” و ” آنتی تز “ را مشخص کنید .
آب از اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب دو ضد ، شیء سومی به وجود میآید ، آن شیء سوم را ” سنتز ” و دو جزء اصلی را ” تز ” و ” آنتی تز ” اصطلاح کنیم ، ولی میدانیم که این یک اصطلاح محض است و فقط میل قلبی ما را به این که این اصطلاح را به کار ببریم ارضا میکند. همه اینگونه جریانها را جریان ” دیالکتیکی ” بنامیم .
۹۶ – دو تلقی از انسان چیست ؟ دو نوع بینش درباره حرکت تکاملی تاریخ ، نتیجه دو نوع تلقی ازانسان و هویت واقعی او و استعدادهای نهفته او است =
الف – انسان در ذات خود فاقد شخصیت انسانی است . هیچ امر ماوراءحیوانی در سرشت او نهاده نشده است .
ب – انسان ، ارزشهای انسانی در انسان اصالت دارد ، یعنی بالقوه به صورت یک سلسله تقاضاها در سرشت او نهاده شده است ، انسان به موجب سرشتهای انسانی خود خواهان ارزشهای متعالی انسانی است ، و به تعبیر دیگر خواهان حق و حقیقت و عدالت و مکرمتهای اخلاقی است.
۹۷ – انسان ایدهآل ، انسان کامل ، انسان نمونه ، آنچه انسان باید آن باشد و فعلا نیست چیست ؟
هیچ چیز ، هر چه محیط به او بدهد همان است که باید باشد . خصلت اساسی ویژهای انسان که معیار انسانیت اوست و بدون آن از انسانیت فقط نام میماند.
۹۸ – ” خود ” انسان چیست که اگر از او گرفته شود از خود بیگانه شده است ؟
ارزشهای انسانی- انسانیت – فطرت
۹۹- انسان به موجب چه چیز خود خواهان ارزشهای متعالی انسانی است؟ سرشتهای انسانی
۱۰۰ – انسان به کمک چه چیز طراح جامعه است ؟ عقل
۱۰۱ – نقش وحی برای انسان چیست ؟ هادی و حامی ارزشهای انسانی او را یاری میدهد و راهنمائی مینماید .
۱۰۲ – تأثیر انسان بر روی محیط چگونه است ؟ صرفا به صورت یک عکسالعمل جبری و غیر قابل تخلف نیست ، انسان به حکم این که موجودی آگاه ، آزاد ، انتخابگر ، با اراده و مجهز به سرشتهای متعالی است ، احیانا عکسالعملهائی انجام میدهد بر خلاف آنچه یک حیوان نا آگاه و محکوم محیط انجام میدهد .
۱۰۳ – خصلت اساسی ویژه انسان و نتیجه آن چیست ؟ معیار انسانیت – نیروی تسلط و حاکمیت انسان بر نفس خویش و قیام علیه تبه کاریهای خود است ، روشنیهای حیات انسانی در طول تاریخ از همین خصلت ناشی میشود و این خصلت عالی در نظریه ابزاری نادیده گرفته شده است .
۱۰۴ – تلقی ، تعبیر و تفسیر قرآن از تاریخ چیست ؟ شکل دوم است . از نظر قرآن مجید ، از آغاز جهان همواره نبردی پیگیر میان گروه اهل حق و گروه اهل باطل ، میان گروهی از طراز ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم و پیروان مؤمن آنها و گروهی از طراز نمرود و فرعون و جباران یهود و ابوسفیان و امثالهم بر پا بوده است ، هر فرعونی موسائی در برابر خود داشته است ” لکل فرعون موسی ” . به تعبیر مولوی همواره دو پرچم ، یکی سپید و دیگری سیاه ، در جهان افراشته بوده است :
دو علم افراخت اسپید و سیاه
آن یکی آدم دگر ابلیس راه
۱۰۵ – آموزندگی تاریخ از نظر قرآن و ….چگونه است ؟
تکیه قرآن بر تاثیر تعیین کننده عوامل اخلاقی موجب شده که تاریخ را بصورت یک منبع آموزشی مفید درآورد.
الف – اگر وقایع تاریخی یک سلسله حوادث تصادفی و اتفاقی باشد و هیچ چیز شرط هیچ چیز نباشد ، تاریخ با افسانه تفاوت نخواهد داشت ، یک سرگرمی میتواند باشد و غذای خیال ، جنبه آموزندگی نخواهد داشت .
ب – و اگر تاریخ ضابطه و قاعده داشته باشد ، ولی اراده انسانی نقشی نداشته باشد ، تاریخ از جنبه نظری آموزنده است ، نه از جنبه عملی ، بنابراین فرض آموزش تاریخ نظیر آموزش حوادث دورترین کهکشانها است که انسان در عین اطلاع کامل ، کوچکترین نقشی در تغییر و هدایت و تعیین جهت آنها نمیتواند داشته باشد .
ج – و اگر ضابطه و قاعده داشته باشد و انسان نیز نقش مؤثر داشته باشد و عامل تعیین کننده را زور یا زر بدانیم ، تاریخ آموزنده است اما آموزنده بدی . همچنین اگر علم را بعنوان یک وسیله زور و قدرت ، عامل تعیین کننده بدانیم .
د- اما اگر تاریخ را دارای قاعده و ضابطه ، و اراده انسان را مؤثر در تحولات تاریخ ، و نقش اصیل و نهائی را در سعادت و کمال جامعه برای ارزشهای اخلاقی و انسانی بدانیم ، آن وقت است که تاریخ هم آموزنده است و هم مفید . قرآن با چنین دیدی به تاریخ نگاه میکند .
۱۰۶ – از نظر قرآن جهاد مستمر پیش رونده چه ماهیتی دارد؟
در قرآن به نقش به اصطلاح مرتجعانه ” ملاء ” و ” مترفین ” و ” مستکبرین ” و نقش حق طلبانه ” مستضعفین ” تصریح شده است ، در عین حال از نظر قرآن ، آن جهاد مستمر پیش برندهای که از فجر تاریخ وجود داشته و دارد ، ماهیت معنوی و انسانی دارد نه مادی و طبقاتی .
جامعه ایدهآل
۱۰۷ – آرمان قیام و انقلاب مهدی ( ع ) چگونه فلسفه ای است ؟ فلسفه بزرگ اجتماعی اسلامی است ، این آرمان بزرگ گذشته از اینکه الهام بخش ایده و راه گشای به سوی آینده است ، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمانهای اسلامی . این نوید ، ارکان وعناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است ، برخی فرهنگی و تربیتی است ، برخی سیاسی است ، برخی اقتصادی است ، برخی اجتماعی است ، برخی انسانی ، یا انسانی - طبیعی است .
۱۰۸ – مشخصات انتظار بزرگ چیست ؟
- خوشبینی به آینده بشریت
- پیروزی نهائی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت برزور و استکبار و ظلم و اختناق و دجل و ( دجالگری و فریب)
- حکومت جهانی واحد .
- عمران تمام زمین در حدی که نقطه خراب و آباد ناشده باقی نماند .
- بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروی از فکر و ایدئولوژی و آزادی از اسارت شرائط طبیعی و اجتماعی و غرائز حیوانی .
- حداکثر بهره گیری از مواهب زمین .
- بر قراری مساوات کامل میان انسانها در امر ثروت .
- منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی از قبیل زنا ، ربا ، شرب خمر ، خیانت
، دزدی ، آدمکشی و غیره و خالی شدن روانها از عقدهها و کینهها .
- منتفی شدن جنگ و بر قراری صلح و صفا و محبت و تعاون . - ناسازگاری انسان و طبیعت .
۱۰۹- نظرات در مورد آینده بشریت چگونه است؟
الف – شر و فساد وبدبختی ، لازمه لاینفک حیات بشری است و بنابراین زندگی بی ارزش است و عاقلانهترین کارها خاتمه دادن به حیات و زندگی است .
ب – بعضی اساسا حیات بشر را ابتر میدانند ، معتقدند که بشر در اثر پیشرفت حیرتآور تکنیک و ذخیره کردن انبارهای وحشتناک وسائل تخریبی ، رسیده به مرحلهای که به اصطلاح با گوری که با دست خود کنده یک گام بیشتر فاصله ندارد) . راسل – انیشتن )
ج - نظریه سوم اینست که شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر نیست ، شر و فساد و تباهی معلول مالکیت فردی است ، تا این امالفساد هست ، شر و فساد هم هست . مالکیت فردی معلول درجهای از تکامل ابزار تولید است و با خواسته انسانها این امالفساد از بین نمیرود ، ولی تکامل ابزار تولید و جبر ماشین روزی ریشه این ام الفساد را جبرا خواهد کند . پس آنچه مایه وپایه خوشبختی است تکامل ماشین است .
د – نظریه چهارم این است که ریشه فسادها و تباهیها نقص روحی و معنوی انسان است . انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی میکند و خشم و شهوت بر او و عقل او حاکم است . انسان بالفطره در راه تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش میرود . نه شر و فساد لازم لاینفک طبیعت بشر است و نه جبر تمدن فاجعه خودکشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد . (آیندهای بس روشن و سعادت بخش و انسانی )
۱۱۰ - دو نوع انتظار فرج چیست ؟
انتظاری که سازنده است ، تحرک بخش است ، تعهدآور است ، عبادت ، بلکه با فضیلتترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر است ، باز دارنده است ، فلج کننده است ، و نوعی ” اباحیگری ” محسوب میشود .
۱۱۱- قداست شهید ؟
از نظر اسلام ، هر کس به مقام و درجه ” شهادت ” نائل آید که اسلام با معیارهای خاص خودش او را شهید بشناسد ، یعنی واقعا در راه هدفهای عالی اسلامی ، به انگیزه برقراری ارزشهای واقعی بشری کشته بشود به یکی از عالیترین و راقیترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در سیر صعودی خود نائل شود نائل میگردد .
۱۱۲ - آیه به حق پیوستگی شهید ؟
« و لا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »- گمان مبر آنانرا که در راه حق شهید شدهاند مردهاند ، خیر ، آنها زندگانی هستند ” نزد ” پروردگارشان ، و متنعم به انعامات او .
۱۱۳ – چه کسان دیگر مقام شهید دارند؟
اگر کسی طالب علم باشد و در خلال دانشجویی و طلبگی بمیرد ” شهید ” از دنیا رفته است . این تعبیر قداست و علو مقام طالب علم را میرساند . همچنین درباره کسی که برای اداره عائلهاش خود را به رنج میافکند و کار میکند و زحمت میکشد که البته این خود یک فریضه است ، زیرا اسلام با بیکاری و بیکارگی و کل بر مردم بودن به شدت مخالف است ، گفته شده است « الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله » . آنکس که برای عائلهاش کار میکند و زحمت میکشد و خود را به رنج میافکند مانند ” مجاهد در راه خدا ” است
۱۱۴ - حق شهید چقدر است؟
هیچکس حقی به اندازه حق شهدا بر بشریت ندارد .
۱۱۵ – قرآن کریم تعبیر لطیفش در مورد پیامبر چیست ؟ ” سراج منیر ” چراغ نور افشان میخواند . در این تعبیر مفهوم ظلمت زدائی که توأم با سوختن و روشن کردن است گنجانیده شده است . میفرماید : « یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا »( ۱ ) « و داعیا الی الله بأذنه و سراجا منیرا »ای پیامبر تو را فرستادیم گواه و نوید دهنده و بیم رساننده و دعوت کننده به حق به اذن حق و چراغی نورافشان .
۱۱۶ – شعر مولوی با اشاره به آیه کریمه « یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا » ؟
خواند مزمل نبی را زین سبب
که برون آی از گلیم ای بوالهرب
هین قم اللیل که شمعی ای همام
شمع ، دائم شب بود اندر قیام
۱۱۷ – بدن شهید و لباس شهید چه نام دارد؟
روح و شخصیت شهید آن چنان پاک و وارسته شده که در بدنش و در خونش و حتی در جامهاش اثر گذاشته است .
بدن شهید یک ” جسد متروح ” است ، یعنی جسدی است که احکام روح بر آن جاری شده است ، همچنانکه جامعه شهادتش ” لباس متجسد ” است ، یعنی حکم روح بر بدن جاری شده و حکم جاری شده بر بدن ، بر لباس و جامه جاری شده است . بدن و جامه شهید از ناحیه روح و اندیشه و حق پرستی و پا کباختگیش کسب شرافت کرده است .
شهید اگر در میدان معرکه جان به جان آفرین تسلیم کند ، بدون غسل و کفن ، با همان تن خون آلوده و جامه خون آلوده دفن میشود .
۱۱۸ – منشأ قداست شهادت چیست ؟ بدیهی است که شهادت از آن جهت که کشته شدن است تقدس ندارد
۱۱۹- مرگ و میرهای اشخاص انواع و اقسام دارد :
۱ – مرگ طبیعی – نه افتخار آمیزاست و نه ملامت خیز
۲- مرگ اخترامی در اثر بیماریها ، مثلا حصبه ، وبا و غیره ، یا در اثر حوادث یا سوانحی از قبیل زلزله و سیل و حوادثی از این قبیل . این گونه مرگها هر چند ملامت یا افتخاری ندارد ، اما ” نفله شدن ” هست ، و قهرا موجب تأسف .
۳- مرگهائی که پای یک جنایت در کار است
۴ – مرگهائی که خود آن مرگها ” جنایت ” است . از قبیل خود کشیها .
۵ – مرگهائی که ” شهادت ” است – تعبیر قرآن ” « فی سبیل الله »” است .
۱۲۰ – متاسفانه بعضی ذاکران سید الشهداء ( ع ) تلقیشان از مرگ ابا عبدالله ( ع ) از چه نوع است ؟
نوع سوم است ، یعنی نفله شدن و هدر رفتن .
۱۲۱ – قرآن کریم کدام سه مفهوم مقدس را در بسیاری از آیات خود ، توأم آورده است ؟
” ایمان ” ، ” هجرت ” و ” جهاد ” .